احمد بن محمد حسينى اردكانى

120

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

و ايضا فرموده است كه استعداد حامل ما هو استعداد له نمىتواند بود ، زيرا كه استعداد در حال حصول باقى نمىماند . پس اگر هيولى عين استعداد باشد بايد كه با صورت باقى نماند . و كلام ما در حامل صورت است . و جواب از اين دو اعتراض در بيان تلازم هيولى و صورت خواهد آمد . ان شاء اللّه تعالى . و بعد از تقديم اين معانى مىگوييم كه پيش از اين بر سبيل استطراد مذكور شد كه انحاء قسمت چهار است ، و الحال براى تبيين آن اجمال مىگوييم كه قسمت وارد بر اجزاء مقدريّه ، يا اين است كه احداث كثرت در خارج مىكند ، و يا اين است كه موجب كثرت خارجى نمىشود . و قسم اوّل منقسم است به كسرى كه به معنى شكسته شدن باشد و به قطعى كه بريده شدن است . و قسم دوم منقسم است به وهمى جزئى كه موجب تكثّر در مقسوم است و به عقلى كلّى كه به ملاحظهء عقل متكثّر مىشود . و فارق ميان عقلى و وهمى آن است كه اجزاء وهمى هرگز بتمامها از قوه به فعل نمىآيد ، مانند اجزاء قسمت خارجى به خلاف قسمت عقلى كه جميع اجزاء آن به ملاحظهء اجماليّه بسيطه ملحوظ است . و امّا قسمى كه به اعتبار عرضين مختلفين عارض مىگردد ، بعضى آن را داخل در انواع قسمت خارجيّه شمرده‌اند و بعضى در غير خارجيّه . و حق آن است كه اختلاف عرضين مختلفين موجب انقسام در خارج نمىشود ، بلكه مستلزم همين است كه عقل حكم به اثنينيّت معروض مىكند به حسب عروض حالت خارجيّه حكمى صادق مطابق واقع ، پس بايد كه آن را قسمى ديگر از اقسام قسمت شمرد . و عروض جميع انحاء قسمت بر جسم بعد از عروض مقدار است ، يعنى بعد از اعتبار جسم تعليمى كه جسم به واسطهء آن صاحب مسافت مىگردد . و اين قدر هست كه قسمت خارجيّه لحوقش به اعتبار استعداد مادّه است و مادّه آن را قبول مىكند و با آن جمع مىشود و مقدار تعليمى ماده را مستعد قبول آن مىگرداند .